شکـــــر
انگار عادت کرده ام ؛
حتما باید اتفاقی بیفتد تا سرم را کاملا بالا بگیرم و از ته دل شکر کنم.
اصلا این شکر لسانی که شده لقلقه زبان که شکرا لله ... ، در دلم چه می گوید و درش
چه می گذرد الله اعلـــم!
حالا خدا نکند کمی اوضاع خلاف میلم پیش برود که آه و ناله ام تا آسمان هفتم می رسد
که ای خدااااا و و و...
اصلا انگار ذات ِ من ِ انسان اینگونه است که :
إن ّ الانسانَ خلق َ هلوعاً ، إذا مسّــه الشـّــر جزوعاً ، و إذا مسـّـه الخیر
منوعاً ، إلا المصـّـلین !
-سوره مبارکه معارج؛آیات 19 و 20 و 21
حالا
تا که جزء این نمازگزاران ِ واقعی باشد و اوصافشان بر چه است ... بماند . که من ِ
نوعی نیستم!
حکایت این روزهای ِ عده ی زیادی از مردم است.
گاهی یا شکر نعمت را بجا نمی آوریم و یا کم بجا می آوریم.
نمی دانم این روزها حتما می بایست آن جوان بحرینی بیاید و آنطور قربان و صدقه آقای
ما برود تا کمی به خودم بیایم ؟
یا اینکه می بایست آن خطبه های طوفانی را از امامم بشنوم تا دوباره نعمت بودنش را
متذکر شوم!

در آخر :
1- کمی که مرور کنی صحبت های پیر جماران را می بینی که چقدر تاکید داشتند بر شناخت
نقاط قوت و ضعف نظام و مردم ...
که یکی از بزرگترین این نقاط ضعف نادیده گرفتن نعمت ِ بزرگ انقلاب است و اینها همه
برکاتش!
2- یکی از راه های شکر ِ عملی حضور ما در راهپیمایی ست که در پیش روست و متعاقبا
در انتخابات !
3-نوای ِ این وبلاگ و سکوت +